![]() |
![]() |
|
| عمران و معماری |
|
در علم مهندسی عمران به معنای بالا بردن مقاومت یک سازه (ساختمان) در برابر نیروهای وارده می باشد. امروزه از این اصطلاح بیشتر در مورد نیروی زلزله استفاده میشود. ازدیدگاه علمی، مقاوم سازی واژهی کاملا درستی برای این منظور نیست چرا که منظور از اصطلاح 'مقاوم سازی' به طور قطع بالابردن مقاومت در برابر نیروی زلزله نیست بلکه منظور بهبود عملکرد اجزای سازه (ساختمان) در برابر نیروی زلزله است. به همین دلیل اصطلاح 'بهسازی' و در حالت خاص برای نیروی زلزله، 'بهسازی لرزهای' اصطلاح درست تری می باشد. به هر حال برای همرنگ شدن، در این مقاله نیز از اصطلاح مقاوم سازی به همان معنای بهسازی لرزهای استفاده می کنیم. همانطور که در بالا نیز اشاره شد، مقاوم سازی در مورد ساختمانهای از قبل ساخته شده کاربرد دارد. اساسا برای ساختمانهای در حال احداث رعایت اصول و مقررات فنی لازم میباشد و مقاوم سازی معنای خاصی در بر ندارد. لذا لازم است مخاطبین به این مهم توجه داشته باشند که وقتی صحبت از مقاوم سازی می شود، در مورد ساختمانهای قدیمی و جدید ساخته شده صحبت میشود، و ساختمانهایی که هنوز ساخته نشدهاند در این مقوله مورد نظر نمیباشند. مقاوم سازی وظیفه چه کسانی است؟ چه ساختمانهایی نیاز به مقاوم سازی دارند؟ روش انجام مقاوم سازی چیست؟ هزینه انجام آن؟ نتایج مقاوم سازی تا چه حد قابل اطمینان است؟ طرحهای مقاوم سازی دولت چه نتایجی در بر دارد؟ و ...، اینها همه سوالاتی هستند که به ذهن هر کسی خطور می کند و وظیفه ما است که این سوالات را پاسخ دهیم. چه ساختمانهایی نیاز به مقاوم سازی دارند و مقاوم سازی وظیفه چه کسانی است؟ پاسخ به این سوال از دو دیدگاه علمی و عملی قابل تامل است. از دیدگاه علمی تمام ساختمانهایی که بر اساس اصول وضوابط حال حاضر آیین نامه های طراحی ساختمانها اجرا نشدهاند نیاز به مقاوم سازی دارند، که خود دو دسته اند: -1آنهایی که قبل از تدوین آیین نامه های مربوط طراحی و اجرا شدهاند و در زمان اجرای آنها آیین نامه ها و مقررات مورد نیاز در کشور وجود نداشت. -2 آنهایی که در سالهای اخیر ساخته شده اند اما متاسفانه به دلیل قصور کارفرمایان و عدم اطلاع آنها از اصول ساخت و ساز، دست مهندسان متعهد را از کار کوتاه کرده ( و می کنند) و به همین دلیل مسایل فنی لازم رعایت نمی شود و یا به دلیل عدم دسترسی به مصالح و دانش فنی مناسب ( در روستاها و مناطق دور افتاده) امکان رعایت اصول فنی وجود ندارد. از دیدگاه عملی، امکان مقاوم سازی تمام اینگونه ساختمانها به لحاظ زمان، هزینه و راهکار اجرایی وجود ندارد، چرا که به این ترتیب تقریبا باید تمام کشور را دوباره ساخت. بنابراین باید مقاوم سازی به محدودتر کرد. جا دارد ساختمانهای را به چهار دسته تقسیم کنیم: -1 ساختمانهای حیاتی که به دلیل نوع کاربری و استفاده ای که دارند امکان انتقال تجهیزات را نداشته و از طرفی باید عملکرد خود را بعد از زلزله نیز حفظ کنند. مانند: مراکز درمانی، ایستگاه های مخابراتی و تلوزیونی، مراکز امنیتی، پالایشگاه ها، و ... . -2 ساختمانهایی که در حال حاضر شرایط خاصی ندارند اما بعد از زلزله به عنوان مراکز خدماتی و کمک رسانی مورد نیاز می باشند و لازم است حتما سرپا باشند: برخی سوله ها، مساجد، مدارس، مراکز مدیریت کلان، مراکز مدیریت بحران و ... . -3 ساختمانهایی که قبل و بعد از زلزله اهمیت خاصی ندارند ولی در صورت آسیب تلفات جانی زیادی در پی خواهد داشت: مانند: مراکز عمومی، استادیوم، برجها و ... . -4ساختمانهای معمولی که هیچ کدام از موارد فوق را شامل نمی شود. مانند: منازل مسکونی، ساختمانهای اداری و تجاری معمولی و ..ـ . اهمیت و نیاز مقاوم سازی از دیدگاه کلان به ترتیب از شماره یک آغاز و تا شماره 4 کاهش پیدا میکند. مقاوم سازی دسته یک و دو کاملا به عهده و وظیفه دولت می باشد. دسته 3 بین دولت و کارفرمایان خصوصی (مردم) مشترک بوده و دسته 4 کاملا به عهده مردم می باشد. نکته مهم در اینجاست که در مقاوم سازی دسته یک و دو تقریبا تاثیر مستقیم در کاهش تلفات زلزله نداشته و تنها مقاوم سازی دسته سه و چهار است که در کاهش مستقیم تلفات زلزله نقش دارند. اما بدیهی است که هزینه و زمان لازم برای مقاوم سازی دسته سه و چهار به قدری زیاد است که عملا این امر را غیر ممکن ساخته و به همین دلیل است که توجه دولت به دسته یک و دو و در موارد کمی به دسته سوم معطوف شده است. در نتیجه به اینجا می رسیم در حال حاضر که دولت دست به کار مقاوم سازی شده است باید توجه خود را معطوف به ساختمانهایی بکند که یا در دسته یک هستند و یا در دسته دو. و مقاوم سازی ساختمانها و مراکز شخصی به عهده خود افراد است و دولت صرفا می تواند تسهیلات و قوانین لازم را در اختیار قرار دهد. روش و هزینه انجام مقاوم سازی؟ در حال حاضر در کشور ما تنها مرجع مقاوم سازی دستورالعملی است که توسط سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور با همکاری پژوهشکده مهندسی زلزله، تدوین شده است تحت عنوان 'دستورالعمل بهسازی لرزه ای ساختمانهای موجود' . متاسفانه روش اجرای این دستورالعمل هنوز به طور کامل برای کارشناسانی که از آن استفاده می کنند مشخص نیست و هنوز مراکز مختلف در خصوص نحوه استفاده از آن توافق ندارند و متخصصان امر به سلیقه خود آن را اجرا می نمایند. هرچند سازمان مدیریت با برگزاری دوره هایی سعی دارد آموزش های لازم را به کارشناسان بدهد. برای ساختمانهای شخصی هنوز تجربه مقاوم سازی کاملی وجود ندارد اما مراجعه به مهندسانی که قبلا این کار را در پروژه های دولتی انجام داده اند می تواند مفید باشد. مراحل انجام مقاوم سازی به این صورت است: -1 ابتدا بازرسی از ساختمان و ارزیابی اولیه و کیفی انجام می شود. -2 بازرسی کامل و مطالعات کمی:در این مرحله احتمالا انجام برخی آزمایشات یا کنده کاری ها در ساختمان ضروری است. در این مرحله نیاز یا عدم نیاز ساختمان به مقاوم سازی مشخص میشود. -3 ارایه طرح مقاوم سازی: پس از انجام مطالعات کمی و درصورت نیاز، طرح مقاوم سازی ساختمان به صورت نقشه و دستور کار ارایه می شود. 4- اجرای طرح مقاوم سازی: ممکن است در این مرحله برخی از قسمتهای ساختمان به صورت موقت تخلیه شود. در ساختمانهای شخصی بسته به نوع ساختماتن وتعداد طبقات و ... ممکن است نیاز به تخلیه کامل ساختمان باشد. هزینه انجام مقاوم سازی سه قسمت است: 1- هزینه مراحل 1و2 فوق که تقریبا برابر هزینه طراحی مجدد ساختمان است. 2- هزینه مرحله 3: بسته به نوع ساختمان و نوع مقاوم سازی مورد نیاز متغیر است و ممکن است از یک تا چند برابر هزینه طراحی ساختمان باشد. 3- هزینه اجرا: کاملا بستگی به طرح مقاوم سازی دارد ولی معمولا هزینه این کار نسبت به همان مقدار عملیات اجرایی در ساختمانهای در حال ساخت بیشتر است ( به دلیل کم بودن حجم کار- تداخل با ساکنین ساختمان- هزینه های تخریب (
نتایج مقاوم سازی تا چه حد قابل اطمینان است؟ در اینجا نکته ای وجود دارد که شاه کلید بسیاری از مشکلات ساختمان سازی کشور ما است. به طور کلی از دیدگاه کارشناسی در سطح بالایی می توان به نتایج کار مقاوم سازی اطمینان داشت مخصوصا در ساختمانهای معمولی. چرا که هدف از مقاوم سازی در اینگونه ساختمانها صرفا ایمین جانی است و دستیابی به این هدف بسیار سهل تر از دستیابی به اهداف مقاوم سازی در ساختمانی مانند مخابرات است که در آن تمام دستگاه ها و سیستم های پیشرفته و حساس نیز باید در حین و بعد از زلزله به کار خود ادامه دهند شاه کلیدی که از آن گفتیم این است که، مهندسان و پیمانکاران و کارفرمایان، تغییری نمی کنند، اما چرا طراحی و اجرای ساختمانها معمولا غیر ایمن است اما، به مقاوم سازی می توان تا حد زیادی مطمئن بود؟ پاسخ در اینجاست که به دلیل علمی بودن و تخصصی بودن و از همه مهمتر جدید بودن بحث مقاوم سازی، کارفرمایان و پیمانکاران هیچگونه ادعایی مبنی بر مهارت تجربی در این زمینه ندارند و کار در دست مهندسان واقعی است و علاوه بر آن کارفرمایانی به مقاوم سازی دست می زنند که حساسیت خاصی به این موضوعات قائل هستند و این باعث می شود مهندسان راحت تر کار خود را انجام دهند. در حالی که در ساختمان سازی که آن هم کاری بسیار علمی و دقیق است، متاسفانه به غیر از مهندسان، همه مدعی هستند و حاصل کار را می بینیم. طرح های مقاوم سازی دولتی چه نتایجی در بر دارد؟ همانطور که پیشتر نیز به اشاره شد، طرحهای مقاوم سازی دولتی هیچ تاثیری در کاهش خطرات زلزله ندارد و تنها دو نتیجه عمده را در بر خواهند داشت اول افزایش قدرت رویارویی با بحران های پس از زلزله و دوم کاهش خسارات مالی به بدنه دولت. البته تعدادی پروژه های مقابله با زلزله در بخش شریانهای حیاتی در دست انجام است که انجام دادن و به ثمر نشستن آن پروژه ها می تواند تا حدودی به کاهش تلفات جانی و خطرات زلزله منجر شود. در خصوص طرح های مقاوم سازی دولت باید گفت که انتخاب ساختمانهایی که باید مقاوم سازی شوند بر اساس یک طرح جامع انجام شده و می شود که این طرح از دیدگاه های مدیریت بحران و امداد و نجات بسیار ناقص و معیوب است. به طوری که در عمل گاهی شاهد مقاوم سازی ساختمانهایی هستیم که به نظر نمی رسد در یک طرح جامع و هدفمند نیازی به مقاوم سازی داشته باشند. نکته ای که بار دیگر نیاز به اشاره دارد این است که دولت در حالی دست به مقاوم سازی و صرف بودجه های زیادی در این زمینه می زند که مشکل اساسی شهرهایی مانند تهران آمار بالای تلفات و خسارات در صورت وقوع زلزله است و با این روشها نمی توان آمار تلفات را کاهش داد. بهتر است همزمان و به صو.رت موازی بودجه هایی اختصاص داده شوند که بتوانند در زمینه کاهش خسارات نیز مثمر ثمر واقع شوند. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 10:16 توسط سید حمید موسوی |
|
|
Architecture of the World
The Newest Architectural Wonders of Italy ايتاليا همواره یکی از بهترین مقاصد گردشگری جهان برای مشاهده شگفتیهای معماری بوده است، چرا که بسیاری از ساختمانهای نوآورانه مربوط به عصر باستان، از قبیل کولسئوم، پانتئون و برج کج پیزا که از شگفتیهای معماری کلاسیک جهان به شمار میروند، همگی در ایتالیا واقع هستند. از اینرو، ایتالیا همانند برخی دیگر از کشورهای اروپایی که به لحاظ معماری، از یک پیشینه تاریخی قوی برخوردار هستند، به عنوان مکانی مساعد برای کار کردن معماران مدرن، شناخته نشده است. اما در سالهای اخیر، این کشور مدیترانهای وارد یک رنسانس معمارانه شده است که در حال شکلدهی به ایتالیای قرن بیستویکم است، رنسانسی که اگرچه در مقیاس توسعههای ساختمانی چین یا دوبی نیست، اما در نوع خود قابل اعتناست و تنها محدود به رم یا شهرهای بزرگ ایتالیا نمیشود. فهرست بلندبالایی از برجستهترین معماران جهان که به تازگی کارشان را در ایتالیا به پایان رساندهاند یا در شرف آغاز به کار در پروژههای ساختمانی بلندپروازانه این کشور هستند، گواهی بر این مدعاست. با توجه به اهتمام ایتالیا به تجربه یک رنسانس معمارانه، به نظر میرسد این کشور نیز تقریباً همانند چین، علاقمند به مدرنیزاسیون هویت ملی خود از طریق معماری است و ساختمانهای معاصر ایتالیا که بوسیله معماران بینالمللی طراحی شدهاند، به نوعی آغوش باز این کشور به پدیده جهانیشدن به شمار میروند. بر این اساس است که بسياري از معماران مشهور بينالمللی در پروژههای ايتاليايی خویش، از فرم كلاسيك به نفع هندسههای جديد رادیکال و فناوریهای نوآورانه و پیشرو مهندسی که بازتاب ارزشهای امروزی مفهومی و نیز کاربردی شفافیت و پایداری هستند، چشم پوشیدهاند و برخی معماران ايتاليايی، از قبيل Luisa Fontana، نیز که شايد در صحنه بينالملل ناشناخته باشند، در حال سنتشکنی و تجربه رويكردهای ابداعی جديدی هستند. البته این حرکت به سمت خطوط جسورانه و دورشدن از فرمهای کلاسیک، بدون مباحثات و مقاومتهای متداول سنتگرایان نبوده است. پرسشی که در اینجا مطرح میشود، این است که آیا شگفتیهای جدید معماری معاصر ایتالیا، تأثیری همانند بیلبائوی اسپانیا، در رونقبخشی به گردشگری و تجارت ایتالیا خواهند داشت؟ آنچه در پی میآید، نگاه مجله Business Week است به 10 ساختمان جدید و نوآورانه ایتالیا که چشمانداز قرن بیستویکم معماری این کشور و شاید فصلهای آینده تاریخ معماری جهان را شکل میدهند: þ موزه Ara Pacis، رم، 2006 / ریچارد مهیر ![]() þ مجموعه نمایشگاهی Fiera Milano، میلان، 2005 / Massimiliano Fuksas þ مرکز ملی هنرهای معاصر (MAXXI)، رم، 2007 / زاها حدید þ ایستگاه مترو Monte S. Angelo، ناپل، 2008 / Future Systems و Anish Kapoor þ پاویون B نمایشگاه تجاری جنوا، 2007 / ژان نوول و Arup þ مجموعه نمایشگاهی Fiera Milano، میلان، 2014 / زاها حدید، آراتا ایسوزاکی، دانیل لیبسکیند و Pier Paolo Maggiora ![]() þ اداره کل دولت منطقهای Lombardy، میلان، 2009 / Pei Cobb Freed & Partners ![]() þ مجتمع زیستاقلیمی Central Park، Schio، ۲۰۰۷ / Luisa Fontana و Ove Arup þ پل Messina، Straight of Messina þ ایستگاه قطار فلورانس، 2008 / نورمن فاستر ![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 22:50 توسط سید حمید موسوی |
|
|
ا
![]() ![]() اهرام مصر : |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 22:34 توسط سید حمید موسوی |
|
|
تكنولوژى ساختمان هوشمند امكانات متنوع و گسترده اى در اختيار مى گذارد كه هر شخص نسبت به علاقه و سليقه خود مى تواند از تمامى يا تنها بخشى از آن بهره مند گردد. با كمك اين تكنولوژى تمامى وسايل و تجهيزات داخل ساختمان، بر حسب خصوصيات محل و نياز استفاده كننده گان، توسط صفحه اى نمايش داده ميشوند و از همانجا قابل كنترل و مديريت هستند. |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم خرداد 1388ساعت 22:52 توسط سید حمید موسوی |
|
|
- صفحات ساندويچي سقف و ديوار 3D
سيستم ساختماني D3 پايل (سه بعدي) در واقع ديو در ساختمان به عنوان ديوارهاي باربر و جداكننده و سقف و كف ساختمان به طور دلخواه كاربرد دارد و شبكه مس بيروني و داخلي صفحات (هر دو طرف) با ريزدانه، بتن پاشي مي شود. صفحات بتن در هر يك از لايه هاي طرفين حدود سه تا چهار سانتي متر است. ساختمان هاي احداثي D3 رفتار سازه اي صفحه اي شكل ( B.X ) دارند در اين نوع ساختمان ها انتقال نيرو به صورت خطي انجام نمي شود، بلكه به صورت سطحي است. صفحات ساندویچی ( 3D ) از یک لایه پلی استایرن به ضخامت حداقل 4 سانتیمتر و دو شبکه میلگرد جوش شده در دوطرف این لایه تشکیل شده است . برای انتخاب عرض و ارتفاع پانلها استفاده از مدل 30 سانتیمتر توصیه می شود ( عرض های 90 – 120 – 150 سانتیمتر و ارتفاع 270 و 300 سانتیمتر ) ، وزن متوسط هر صفحه با اندازه 300 * 150 سانتیمتر و بدون بتن سبک بوده و به سادگی توسط یک کارگر قابل حمل و نصب می باشد و سرعت عمل در نصب نیز قابل ملاحظه است . مقاومت صفحات در برابر آتش سوزی مناسب بوده و در جهت بهبود آن بکارگیری لایه مقاوم در برابر آتش سوزی توصیه می شود . با توجه به وجود لایه عایق بتن ، بکارگیری این صفحات علاوه بر بهبود خاصیت عایق حرارتی و صوتی بودن دیوارها باعث سبک سازی بنا خواهد شد که جدا از کاهش حجم مصالح مصرفی باعث کاهش جرم ساختمان خواهد شد . استفاده از این صفحات در پارکینگ ساختمانها ایجاد محدودیت نموده و لذا در شرایط لزوم تأمین پارکینگ در طبقات زیرین ساختمانها ، بکارگیری سیستم ترکیبی متشکل از اسکلت فلزی با بتن آرمه و صفحات ساندویچی به عنوان عامل جداکننده مورد توجه می باشد . با توجه به اطلاعات بدست آمده از کشورهای اروپایی ، غالب ساختمانهای اجرا شده به این روش در حد یک یا دو طبقه بوده است . لذا طرح و اجرای ساختمانها با تعداد طبقات بیشتر نیاز به مطالعات ویژه داشته و در اینصورت مطالعات مهندس طراح باید پاسخگوی شرایط آئین نامه های معتبر باشد .
مزایای استفاده از پانلهای ساندویچی :
· · سبکی دیوارهای ساخته شده از پانلهای ساندویچی در مقایسه با دیگر مصالح · سرعت حمل و نقل و سهولت پانلهای ساندویچی در ارتفاع · مقاومت زیاد در برابر نیروهای برشی ناشی از زلزله · عایق در مقابل حرارت ، برودت ، رطوبت و صدا · مقاوم در برابر آتش سوزی بعلت وجود قشرهای بتونی طرفین پانل ساندویچی · نفوذناپذیری ساختمان در مقابل حشرات · امکان حمل و بکارگیری پانلهای ساندویچی در مناطق صعب العبور جهت احداث ساختمان بدون نیاز به کارگران متخصص · دستیابی به فضای مفید بیشتر بعلت ضخامت ناچیز دیوارهای پانل ساندویچی · آزادی عمل در اجرای طرحهای متنوع به علت انعطاف پذیری قطعات پیش ساخته پانلهای ساندویچی · صرفه جویی در هزینه پی سازی و اسکلت ساختمانهای بلندمرتبه بدلیل وزن اندک قطعات سقف و دیوار پانلهای ساندویچی · صرفه جویی در هزینه تهویه مطبوع ساختمان در تابستان و یا زمستان بدلیل جلوگیری از تبادل حرارت و یا برودت و در نتیجه صرف انرژی کمتر · افزایش عمر مفید ساختمان و دستگاههای تأسیساتی آن · عدم نفوذ نسبی آلودگی صوتی و ایجاد آرامش برای ساکنین ساختمان در شهرهای بزرگ · بازگشت سرمایه گذاری در امور ساختمان سازی در کوتاهترین زمان · عبور دادن لوله های آب و فاضلاب و برق و تلفن به سادگی از زیر شبکه پانل و نصب چهارچوب دربها و کلاف فلزی پنجره ها قبل از بتن پاشی و کلاً اجرای تأسیسات ساختمان با کمترین هزینه · عدم نیاز به کنده کاری و تخریب تأسیساتی دیوارها و سقف و در نتیجه عدم ایجاد نخاله های انباشته که صرفه جویی در هزینه و وقت را بدنبال دارد . · پس از بتن پاشی طرفین پانلها با ضخامت حداقل 4 سانتیمتر ، پانلها بی نیاز از ملات گچ و خاک میباشد و با اجرای پلاستر گچ ( سفیدکاری ) ، دیوارها و سقف آماده برای نقاشی خواهد بود . · حذف نعل درگاه در سیستم پیشرفته پانلهای ساندویچی . · حمل و نقل پانلهای ساندویچی با هزینه اندک صورت می گیرد . بطور مثال یکدستگاه تریلر قادر است حدود 1000 متر مربع پانل سانویچی را حمل کند . · استفاده از دیوار و سقف پانلهای ساندویچی در ساختمان سازی ، بهره وری مناسب آهن آلات مصرفی را موجب میگردد . بطور مثال باصرف 17 کیلوگرم در متر مربع فولاد بصورت مفتول و میلگرد می توان یک واحد مسکونی یک طبقه را بنا کرد . 1- ساختمانهاي بتن آرمه متشكل از ديوار باربر و سقف هاي نيمه پيش ساخته با بتن درجا
اين سيستم با استفاده از قالبهاي ماندگار و عايق سبك ( پلي استايرن نسوز ) براي اجراي همه گونه سازه هاي بتني درجا و با ابعاد اختياري، مطابق نياز طراحي، مورد استفاده قرار ميگيرد. اين فناوري علاوه بر توجيح اقتصادي در سطوح توليد صنعتي ، اجرا،سرعت ساخت و غيره، داراي مزاياي متعدد بشرح زير مي باشد .
مزاياي فني: -1 امكان حصول ضريب رفتار مناسب ساختمان (R=11 ) -2 يكپارچگي سيستم باربر و بازپخش مناسب در تخريب موضعي -3 افزايش نسبي ارتفاع و طول دهانة آزاد -4 مشاركت ديوار باربر به جاي بار مرده -5 كاهش وزن -6 مقاومت لرزه اي بالاتر -7 سهولت اجرا و آموزش
مزاياي طراحي معماري: -1 امكان اجراي سريع و سادة طرحها و نماهاي قوسدار و پيچيده -2 امكان استفاده از پنجره هاي طويل وافزايش سطح نورگير -3 امكان نصب سادة ملحقات و نماهاي متنوع -4 كيفيت و دقت بالاي اجرا و زيبايي
بهره وري و دوام: -1 عايق بندي حرارني بسيار مطلوب -2 عايق بندي صوتي -3 كاهش مصرف مصالح كم دوام و كم ارزش(گچ و خاك) -4 عملكرد مطلوب در نواحي شرجي، خورنده و باراني -5 دوام از جهت بهره برداري بعلت يكپارچگي سيستم -6 تمركز طراحي در مركز تخصصي -7 سادگي اجرا و ضريب خطاي پايين -8 عدم آلوده سازي محيط زيست كارگاه و كارخانه -9 روش اجرايي بدون خطر بعلت اجراي همزمان سقف و ديوارهاي طبقه
مزاياي اقتصادي: -1 سرعت تحويل ساختمان -2 كاهش مستقيم هزينة اجرا در اثر كاهش حجم مصالح -3 ضريب اطمينان بالا بعلت استفاده از ظرفيت باربري ورق بتني -4 تماماً توليد داخل بدون واردات مواد اوليه -5 كاهش مصرف مصالح سفت كاري
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم خرداد 1388ساعت 22:32 توسط سید حمید موسوی |
|
در گذشته و در هر منطقه خاص جغرافيايي بنابر ضرورت يا نياز ساكنين آن جا نسبت به ايجاد سد،بند يا آبگير اقدام مي كرده اند تا نيازهاي خود در زمينه آبياري و آبرساني را مرتفع سازند. در مناطقي نيز به خاطر پايين بودن سطح آبهاي رودخانه ها يا نياز جهت تغيير مسير رود ، سد سازي انجام مي گرفته تا بتوانند سطح آب را بالا آورده و براي نيازهاي كشاورزي و عمراني از آن استفاده كنند. در ايران نيز به جهت كمبود آب،شرايط اقليمي خاص و نيازهاي روزمره آب ماده اي بسيار ارزشمند محسوب مي شده كه اين امر را علاوه بر بندسازي ، سد سازي و آثار به جا مانده مي توان در فرهنگ ايراني و ارزشي كه براي آب قايل مي شدند و حافظه تاريخي مردم ايران به وضوح مشاهده و مطالعه كرد. در سرزمين هاي ايران و مصر كه از قديم در معرض سيلاب و طغيان رودخانه ها قرار داشتند،ساخت بندهاي متفاوت در طول مسير رودخانه ها و يا مناطق سيل خيز به جلوگيري از خسارات اين گونه طغيان ها كمك فراواني مي كرد. تاريخ سد سازي در ايران،مصر و بين النهرين ( ميان رودان) قدمتي بسيار طولاني دارد و هنوز هم مي توان نشانه هايي از آنها را در اين سرزمين ها يافت. به طور كلي سدسازي و نيز لايروبي و مرمت آنها از دير باز در ايران ديگر سرزمين ها ،مانند ساير كارهاي عام المنفعه و پروژه هاي بزرگ معمولا به دست حكومت ها و پادشاهاني كه به امور آباداني و آبادي علاقه بيشتري داشتند انجام مي گرفته است و در اين ميان رونق اقتصادي و پيشرفت آبادي ها و شهرهاي مرتبط با سيستم هاي آبياري و آبرساني نيز بستگي بسيار زيادي با مقوله سد و سد سازي و اهميت حكمرانان به اين مسايل داشته است. سد سازي از دوره هخامنشيان تا قبل از اسلام پادشاهان هخامنشي به واسطه نياز جغرافيايي كشور ايران و علاقه اي كه در گسترش و آباداني سرزمين تحت فرمانروايي از خود نشان مي دادند و در زمان امپراتوري خود سدها و بندهاي زيادي در بخش هاي جنوب غربي و جنوبي ايران ساختند. بسياري از سيستم هاي آبرساني و آبياري كه تا سال هاي متمادي نيز در ايران از آنها استفاده شد مرهون تلاش مهندسان و صنعتگران ايراني است كه در زمان هاي بسيار دور تلاش نمودند تا نيازها و كمبودها را در زمينه هاي عمراني و آبادي بر طرف نمايند و آثار و شواهد آن را نيز مي توان در نقاط مختلف ايران درك نمود. علاوه بر آن بسياري از آثار به جا مانده از اين دوران ها در سرزمين هاي تابعه حكومت هاي ايران باستان نيز قابل مشاهده است. يكي از رودخانه هايي كه از قديم به رودخانه اروند مي پيوسته است «دياله » بوده است كه بنا به دستور كوروش بزرگ سدي براي آبياري ،از خاك و چوب بر روي اين رودخانه بسته شده بود كه شبكه كانال هاي آبرساني را تغذيه مي كرد. همچنين در زمان هخامنشيان اولين كوشش ها جهت سد سازي بر روي اروند و فرات به عمل آمد. از مشخصات اين رودخانه ها آن بود كه سطح فرات بالاتر از دجله قرار داشت و نيز در زمان حكومت بابليان بر بين النهرين تمايل رود فرات نسبت به شرق بيشتر از امروز بوده و اين رود تنها داراي يك مجرا بوده است. انشعاب فرات به دو مجرا بين سال هاي 600 ق.م تا 100 ق. م اتفاق افتاده است . چنان كه پيداست هخامنشيان سدهايي بر روي رودخانه هاي فرات و اروند ساختند و گام هايي ديگر در گسترش شبكه كانال هاي آبياري برداشتند. بدون شك هنگامي كه اسكندر مقدوني در حدود سال 400 ق. م به آنجا ها رسيد آن سدها ساخته شده و برپا بوده اند. استرابو جغرافي دان سده اول ميلادي يونان خبر از ويراني آنها به دست اسكندر مقدوني مي دهد. ولي واقعيت اين كه اسكندر اين سدها را ويران كرده باشد كاملا معلوم نيست چون برخي نيز گفته اند كه اسكندر آنها را خراب نكرده است و حتي به حفر كانال ها و نظارت بر اين سدها به طور مرتب مشغول بوده است. به هر حال آنچه مسلم است آبياري با بهره وري از بند سازي در فرات و اروند پيرامون سده چهارم پيش از ميلاد كاملا روا بوده است و اين سيستم هاي سد بندي و آبياري بعدها در زمان ساسانيان به حد بالاي گسترش خود رسيد. علاوه بر بندها و آبگيرهايي كه در زمان هخامنشيان بر روي رودخانه هاي اروند و فرات ساخته شد،در آن زمان بر روي رودخانه «كر » kur در فارس نيز بندهايي براي آبياري زمين هاي پيرامون تخت جمشيد ايجاد شد. با اين كه آثاري از تمامي سدهاي ساخته شده در زمان هخامنشي ها در دست نيست، ولي برخي از بندها كه تا به امروز بر روي آن رودخانه بر جاي مانده اند داراي پايه هاي هخامنشي هستند. از جمله اين سدها « بند ناصري » است كه در 48 كيلومتري شمال غربي تخت جمشيد واقع شده است. ابن بلخي (سده پنجم) سد ناصري را چنين توصيف مي كند:« در اين قسمت رودخانه در زمان هاي قديم سدي ساخته شده بود كه آب كافي را براي آبياري زمين ها تأمين مي كرده است ،اما در روزگاران هرج مرج كه اعراب به سرزمين ايران تاختند اين سد رو به خرابي نهاد و در تمام حوزه هاي رامجرا ( را مجرد) ديگر كشاورزي انجام نشد. ..» سد ديگر بند فيض آباد نام دارد كه در حدود 48 كيلومتري شمال تخت جمشيد قرار گرفته است چنان كه گفته شده است يكي از سه بندي كه بر روي رود كر ساخته شده بوده 25 متر درازا و 25 متر بلندا داشته است. در نزديكي شهرك «كوار » در جنوب شيراز سد هخامنشي ديگري به نام «بند بهمن» بر روي رودخانه « مند» بنا شده است. طول بند در حدود 100 متر و بلنداي آن حدود 25 متر مي باشد . بخش عمده اي از اين سد تا كنون از گل و لاي پر شده است. در زمان ساسانيان و هنگام حكومت شاپور اول ، ارتش شكست خورده والرين رومي كه مركب از 70000 هفتاد هزار نفر مي شد به اسارت ايرانيان درآمد، شاپور از اين اسيران براي ساختن ساختمان هايي در ايران استفاده كرد. يكي از اين ساختمان ها «سد شادروان شوشتر» بر روي رودخانه كارون به شمار مي آيد . شوشتر كه در كناره شرقي كارون بر روي ساحل سنگي ساخته شده از زمان ساسانيان يكي از شهرهاي مهم بود. از زمان ايلاميان و دوران اوليه سلسله ساساني براي بالا بردن سطح آب در كارون تا به سطح شهر شوشتر سدي بر روي اين رود زده بودند. ابن حوقل در صورة الارض راجع به شادروان شوشتر مي نويسد: « سرزمين خوزستان در محلي مستوي و هموار قرار گرفته است و داراي آب هاي جاري است . بزرگترين رودهاي آن شوشتر است كه شاپور شادروان (سد معروف) را در دروازه شوشتر بر آن ساخت تا آب آن بالا آمد و به ثمر رسيد چه شوشتر در زمين مرتفعي قرار دارد.» چنانكه پيداست سد اوليه بر روي كارون از لحاظ بالابردن سطح آب چندان رضايت بخش نبود پس ايران رومي را براي رفع نقايص به كار گماشتند . احتمالا علاوه بر نيروي كارگري چندين مهندس نيز در سپاه روم بوده اند. گام نخست ،ايجاد رودخانه اي انحرافي « گرگر» بوده كه در هنگام ساختن سد آب كارون را هدايت مي كرده است. اين سد كه پس از تعميرهاي پشت سر هم تا كنون به جا مانده است «بند ميزان » نام دارد. سد داراي سرريزهايي است كه در هنگام بالا آمدن آب اضافي آن را تخليه مي كرده است. پهناي اين سد بين 10 تا 12متر است . ساختن اين سد از سه تا هفت سال طول كشيد و هنگامي كه ساختمان آن پايان يافت . ورودي رود گرگر با بند ديگري بسته شد كه امروزه « بندقيصر » ناميده مي شود . اين سد نيز كه تا كنون به جا مانده از تكه هاي بزرگ سنگي كه با بست هاي آهني به يكديگر محكم شده اند ساخته شده است. براي كنترل آب رودگرگر شش سرريز در آن سد ساخته شده بوده است . كانال گرگر پس از گذشتن نزديك به 30 كيلومتر به سوي جنوب دوباره به كارون مي پيوندد . نشانه هاي موجود چنين مي گويد كه براي آبياري نهرهاي ديگر نيز بر روي اين كانال زده شده بوده است. به نظر مي رسد كه اين نخستين بار در تاريخ سد سازي است كه براي ساختن سدي بر روي رودخانه اي، براي آن كانال انحرافي ساخته اند و به ويژه از ديدگاه مهندسي با توجه به مقدار آب كارون اين خود پروژه با اهميتي به شمار مي رفته است. از كتاب تحفة العالم درباره ساختمان سد شادروان چنين آمده است: «... ذوالاكتاف بعد از قلع و قمع اعراب به جنگ قيصر كمر بسته او را مغلوب و اسير كرد و به ايران قصد داشت و پس از مؤاخذه و مصادره به او فرمود كه اگر نجات خود را مي خواهي ممالكي را كه از قلمرو من خراب كرده اي بساز و چون شاپور را به عمارت و آبادي شوشتر رغبتي بوفور بود. قيصر التزام نمود كه ابتدا شادروان شوشتر را بسازد و چنان كند كه در حوالي شهر زرع مايي توانند كرد .قيصر چون بر جان خود ايمن گشت ... بفرمود تا مهندسين با فرهنگ ار روم ... و مهندسان بعد از آنكه ترازوي آب را برآورد نمودند ديدند كه به سبب بسياري رودخانه و شدت جريان آب ساختن شادروان محال و زمين رودخانه را سنگ بست نمودن كه ديگر باره عميق نشود ممكن نيست مگر آن كه آب را اولا به طرف ديگر جاري نمايند تا آب از رودخانه منقطع گردد بعد از ساختن زمين رودخانه شادروان باز آب را به اين طرف سردهند و آن رخنه را ببندند...» در شاهنامه فردوسي اشاره به اين موضوع شده كه سازنده و مهندس شادروان شوشتر شخصي به نام « برانوش » بوده است. ساختمان سد شادروان در زمان شاپور ساساني در 280 ميلادي پس از سه سال عمليات ساختماني به اتمام رسيد. در ساختمان اين سد براي پيوند و پا برجايي سنگ هاي گرانيت به كار برده اند. بنا به شرح كتاب مجالس المومنين نوشته طبري عمود هاي آهنين كه در سرب قرار داشته نيز در آنجا به كار رفته بوده است. يكي از بندهاي ديگري كه پس از سد شوشتر ساخته شد سد اهواز بوده است كه نشانه هاي آن هنوز هم به چشم مي خورد .درازاي اين سد بيش از 1000 هزار متر بوده و احتمالا 8 متر ضخامت(پهنا)داشته است . مقدسي جغرافي دان اسلامي سده سوم هجري درباره سد اهواز چنين مي گويد :« ميان اين دو بخش { اهواز را } پل «هندوان » كه با آجر ساخته شده پيوند مي دهد... روي اين نهر {مسرقان } دولابهاي بسيار است كه فشار آب آنها را مي گرداند و «ناعور »خوانده مي شوند. سپس آب در كاريزها كه در بالا نهاده شده مي آيد ... بستر رودخانه نيز از پشت جزيره اي به اندازه يك صد درس به يك شادروان كه (ديواره اي )از سنگ ساخته شده بر مي خورد و بازگشته (و درياچه مي شود با فواره هاي شگفت انگيز ) و به سد جويبار مي افتد كه به آباديها مي رود و كشتزارها را سيراب مي كند. ايشان مي گويند:اگر شادروان نبود اهواز آباد نبود چه در آن هنگام از آبهايش بهره برداري نمي شد. شادروان درهايي دارد كه هنگام افزايش آب آنها را باز مي كنند ... صداي آب سرريز شده از شادروان در بيشتر سال آدمي را از خواب باز مي دارد.» بند ديگري كه در سده چهارم پس از ميلاد توسط شاپور دوم (و يا احتمالا بازماندهاش اردشير دوم ) ساخته شده سد پل گونه دزفول است كه بر روي رودخانه كوفه زده شده و در محل پي پل قرار گرفته بوده است. از زمان ساسانيان نام سد ديگري به نام « بند قير »بر روي رودخانه كارون در محل پيوستن دو رود آب گرگر و آب دز به كارون بر جاي مانده كه پس از سدهاي شوشتر و اهواز از مهم ترين سدهاي روي كارون به شمار مي آمده است.چنان كه پيداست نام اين سد نماينده كاربرد « قير » براي آب بندي آن به منظور افزايش پا بر جايي و سختي و استحكام سد بوده است. پادشاهان و مهندسان ساساني افزون بر ساختن سد بر روي كارون و كرخه در سرزمين عراق امروزي نيز به ساختن سدهايي به ويژه در كرانه شرقي اروند بين سامره و كوت مبادرت كردند . ساسانيان سيستم آبياري رودخانه دياله را گسترش دادند و در پديد آوردن نهرها تا آنجا پيش رفتند كه نياز به مقدار آبي بيشتر از آنچه كه دياله مي توانست بدهد پيش آمد. اين گره به كمك رودخانه اروند گشوده شد ، بدين معني كه ابتدا آب آن را با ابزارهاي بالا بردن آب و سپس با كانال هاي عظيم بالا مي بردند و آن را بدينوسيله به رود دياله سوار مي كردند . گسترش شبكه آبياري در جنوب ايران و بين النهرين در زمان خسرو اول پادشاه ساساني (579 ـ 531 م) به درجه بالاي خود رسيد . يكي از نمونه هاي اين گسترش كانال نهروان بوده است كه از پشت سد بر روي اروند نزديك محلي به نام دور ( (Dur تغذيه مي شده است . اين كانال بعدها در زمان خلفاي عباسي تعمير شد . كانال نهروان در محل باكوبه (واقع در پنجاه و سه كيلومتري شمال شرقي بغداد و حدود 110 كيلومتري پايين دست سد) به رودخانه دياله مي رسيد.10 نكته جالب توجه آن است كه كانال نهروان و رودخانه دياله در يك سطح و بدون هيچگونه كنترل مجازي به يكديگر مي رسيدند و اين نشان دهنده آن است كه مهندسان ساساني مي توانسته اند جاي سد را طوري برگزينند كه اين جريان و ارتباط طبيعي با دقت انجام گيرد. و اين خود نمايشگر تبحر آنان در پياده كردن نقشه و نقشه برداري ساختمان ها و تأسيسات بوده است. در حدود سي و شش كيلومتري جنوب باكوبه سدي به نام سد بلادي براي كنترل جريان آب در دياله ساخته شده بود كه آب دياله را به داخل كانال كوتاهي (كه در زير بغداد و بالاي تيسفون به اروند ميريخت )كنترل مي كرد. افزودن بر سدها و پل هايي كه شرح آنها آمد از باستان در سرزمين خوزستان بندها، پل ها و سدهاي ديگر نيز ساخته شده بوده است كه به آبياري زمين هاي پيرامون كمك فراوان مي كرده اند برخي از اين سدها عبارت بودند از : ـ سد قلعه رستم ، در 33 كيلومتري شمال شوشتر بر روي كارون كه داراي سه دهنه بزرگ از بالا به پايين بوده است. نهري را كه از اين سه سد آب مي گرفته نهر « جوي بند » و يا « ديم چه » مي گفته اند . درازاي اين نهر آبياري 18 كيلومتر بوده است. ـ ـ سد شعيبيه : كه در 24 كيلومتري جنوب غربي شوشتر و بر روي رودخانه دز ساخته شده بوده است. ـ سد كارون : كه در 8 كيلومتري شمال اهواز قرار داشته است. -سد عجيرب :كه در 36 كيلومتري شوشتر روي رودي با همان نام احداث شده است. ـ سد كرخه : اين سد در 15 كيلومتري شمال حميديه واقع بوده و پيش تر به آن سد نهر هاشم مي گفته اند. ـ سد ابوالعباس : در 18 كيلومتري رامهرمز واقع است و از سه دهانه تشكيل مي شده است. ـ سد ابوالفارس : در جنوب شرقي رامهرمز. ـ سد جراحي : در 29 كيلومتري جنوب رامهرمز. يكي ديگر از آثار تاريخي دوران ساساني دژ باستاني ايزد خواست و آثار تاريخي مربوط به آن است. اين آثار كه در راه اصفهان به شيراز در 41 كيلومتري جنوب اصفهان واقع شده شامل قلعه، آتشگاه ، پل ،كاروانسرا و سد نزديك آن است . سد ايزد خواست (يزد خواست) در ده كيلومتري جنوب دهكده يزد خواست قرار گرفته و درازايش 65 متر و پهناي آن نزديك 6 متر است . از ويژگي هاي اين بند كه تنها بخشي از آن برجاي مانده است ،آن است كه اين سد از نوع قوسي بوده است . 12 سد يزد خواست كه مي توان آن را نخستين بند قوسي جهان دانست از بناهاي دوره ساساني است . مصالح ساختماني سد شامل سنگ لاشه و ملات گچ و ساروج و نماي آن از سنگ تراشيده با اندود ساروج است. چنان كه پيداست اين بند براي جمع كردن آب هاي بهاري و جلوگيري از جريان سيل در منطقه ايزد خواست ساخته شده بوده است. ـ سد سكندر: درباره ديواره يا سدي كه در تاريخ به نام سد سكندر موسوم گشته نوشته ها و اخبار متعددي ذكر شده است . عده اي معتقدند اسكندر مقدوني در لشگر كشي هاي خود به شرق در منطقه ماوراء النهر بنا به درخواست مردم منطقه كه مرتبا در معرض تهاجم قومي به نام يأجوج و مأجوج بوده اند. اين سد را رد دهانه دره اي بنا مي كند تا جلوي مهاجمان گرفته شود. البته در انتساب بناي مذكور به اسكندر جاي شك فراوان وجود دارد و مي تواند مانند بسياري از داستان هاي تخيلي و ساختگي مربوط به اسكندر مطرود تلقي شود. اسكندر مهاجم با تهاجم سريع خود و مدت كمي كه در اختيار داشته و مرتبا در حال حمله و لشكر كشي بوده ، بعيد است كه چنين كار عظيمي را انجام داده باشد. بلعمي در ترجمه خود از تاريخ طبري اوايل سده سوم هجري و به نقل از روايت قرآن13كريم ساختن سد يأجوج و مأجوج را به شخصي به نام اسكندر ذوالقرنين منتسب مي داند بر طبق آن مردم از اسكندر مي خواهند برايشان سدي بسازد كه ميان آنها و اقوام مهاجم حايل باشد. ابوريحان بيروني كه مي خواسته بداند كه محل سد سكندر در كجا بوده است در مورد شخصيت ذوالقرنين چنين نظر مي دهد كه وي يكي از اميران حميدي بوده است. مقدسي نيز در احسن التقاسيم في معرفه الاقاليم (صفحات 533 تا 538 ) با شرحي مشابه ابوريحان مي نويسد كه ديواره سد پنجاه ذراع كلفتي و بلندي داشته و با خشت هاي آهنين در مس پوشانده شده بوده است. از اين نوع روايت و روايات نظير آن مي توان احتمال داد كه سد موسوم به سد اسكندر نوعي ديواري دفاعي بوده است. علاوه بر سد سكندر در نوشته هاي تاريخي از ديواره هاي دفاعي ديگري نيز كه همگي در منطقه مازندران (طبرستان) ايجاد شده بودند نام برده شده است. اين سد ها يا ديوارها به نام هاي سد تميشه ،سد دربند ،سد انوشيروان ،سد مرو و باب الابواب شهرت يافته اند و احتمال دارد كه سد سكندر يكي از اين پنج ديوار ،بوده باشد . رواياتي كه ذكر شد همگي از وجود ديواره هاي دفاعي متعدد در ناحيه شمال خراسان و كناره درياي خزر حكايت مي كند . برخي از اين حفاظ ها به صورت سد يا بندي در دره اي بوده و برخي ديگر نيز به شكل ديواري طويل ازسدي تا سدي ديگر كشيده شده بوده است . سدها و ديواره هاي دفاعي در شمال خراسان براي حفاظت شهرهاي آن سامان از هجوم اقوام وحشي ايجاد شده بوده است. اين ناحيه از ايالت هاي مهم ايران در عصر هخامنشي به شمار مي آمده است و آن طور كه از تاريخ بر مي آيد كشور ايران از زمان كوروش هخامنشي در اين ناحيه همواره در معرض هجوم قبايل وحشي قرار داشته است با توجه به اين كه برخي ذوالقرنين را همان كوروش شاه هخامنشي دانسته اند بعيد نيست كه در آن عصر اقداماتي در دفاع از اين منطقه با ايجاد سدها و ديوارهاي حايل انجام گرفته باشد. اقدامات دفاعي احتمالا از دوره هخامنشيان آغاز شد،در عصر اشكانيان هم بنا بر شواهد موجود مانند ديوار دفاعي گرگان و تطابق نظريات باستان شناسي قوت يافت و در دوره ساسانيان نيز تأسيسات مزبور بازسازي شده و مواضعي نيز بدان افزوده گشته است و نيز به احتمال نزديك به يقين مي توان گفت كه اسكندر مقدوني چيزي در آن ناحيه نساخته است !نه سبك ساختماني و نه آثار باقيمانده ،هيچ يك حكايت از چنان اقدامي نمي كند و به طور حتم اسكندر در گذار از سرزميني بيگانه و در مدتي كوتاه نه انگيزه و نه توان انجام چنان كاري را داشته است . ضمن اين كه بعيد به نظر مي رسد كه مردم ايران كه اسكندر در برابر آنها حكم يك مهاجم و اشغالگر را داشت از يك بيگانه چنين درخواستي كنند و او نيز پاسخ دهد. انتساب نام اسكندر به اين بناها و ديگر آثار را بايد انگاره اي نادرست دانست كه به ذهن عوام راه يافته و در برخي نوشته ها نيز مغرضانه و يا نا آگاهانه ظاهر شده است. |
|||||
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم خرداد 1388ساعت 7:27 توسط سید حمید موسوی |
|
|
رحلت جانسوز شیخ راستین اسلام مرد روشن ضمیر و زاهد پارسا و عارف گرانقدر حضرت ایت الله بهجت را به تمامی اسلام جویان راستین تسلیت عرض میکنم.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 22:55 توسط سید حمید موسوی |
|
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() نحوه اجراي سدهاي مخزني به روش بتن غلتكي RCC 38 درصد از كل سدهائي كه تا سال 1950 به ارتفاع 50 فوت (15 متر) و بيشتر احداث گرديد (بدون درنظر گرفتن سدهائي كه در چين ساخته شد) بتني بوده است. از سال 1951 تا 1977 نسبت سدهاي بتني ساخته شده به حدود 25 درصد رسيد. اين تقليل طي سالهاي 1978 تا 1982 ادامه داشت و نسبت سدهاي بتني به 5/16 درصد رسيد اما اين كاهش در محبوبيت سدهاي بتني مقارن با زماني بود كه استفاده از سدهاي بتني در دره هاي تنگ رو به افزايش بود. بنابراين كاهش سدهاي بتني مربوط به دره هاي عريض مي شد كه به جاي سدهاي بتني وزني، سدهاي خاكي و سنگريزه اي احداث گرديد كه ارزانتر و بيشتر قابل توجيه بودند دليل اين امر بازده خيلي بالي ماشين آلات، تجهيزات و روش ساخت در اين نوع سدها بوده است. كاهش تعداد سدهاي بتني باعث تشكيل دو گردهمايي مهم توسط دست اندركاران سدسازي در آسيا در ايالت كاليفرنياي آميركا شد. گردهمايي اول تحت عنوان ساخت سريع سدهاي بتني در سال 1970 و گردهمايي دوم در سال 1972 بنام ساخت اقتصادي سدهاي بتني برگزاري گرديد. اقدام مشابهي در ژاپن باعث تشكيل كميته اي تحت عنوان كميته ساخت منطقي سدهاي بتني در سال 1974 توسط وزارت عمران شد. در خلال اين زمان هر چند هزينه ساخت سدهاي خاكي نسبت به سدهاي بتني در حال كاهش بود ولي از طرف ديگري تجارب نشان دادند كه سدهاي خاكي ايمني كمتري نسبت به سدهاي بتني داشته و دارند، سوابق نشان مي دهد كه از سال 1928 به بعد از سدهاي بتني به ارتفاع بيش از 15 متر فقط سدي 62 متري كاليفرنيا بخاطر نقص پي و سدهالپاست فرانسه به ارتفاع 61 متر در اثر لغزش تكيه گاه آن ويران شدند. در حاليكه آمار موجود نشان داده كه صدها سد خاكي با اندازه هاي مختلف طي 60 سال گذشته تخريب شده اند. دليل اصلي تخريب سد خاكي روگذري و فرسايش دروني خاكريز مي باشد. با توجه به آسيب پذيري سدهاي خاكي، متخصصين در گردهمايي آسليمار (Asiolmar) و ديگر محققين به دنبال نوع جديدي از مصالح براي سدسازي بودند كه ايمني سد بتني و سرعت اجراي سد خاكي را تواماً دارا باشد. تا اينكه در اوايل سال 1960 و 1970 ابتكار جديد احداث سد بتني غلتكي مطرح شد. در سالهاي 1960 چند پروژه با انديشه تركيب مزاياي سدهاي بتني و خاكي طراحي شدند اين سدهاي مخلوط نتيجه مطالعات و نوآوري هاي مهندسين سازه و ژئوتكنيك بودند، متاسفانه بعلت تخصصي بودن هر يك از اين دو رشته، ارتباط محدودي بين پيشگامان اوليه برقرار بوده بر اين اساس متخصصين هر يك از اين دو رشته آگاهي محدودي نسبت به تلاشهاي اوليه يكديگر داشتند. سدهاي بتن غلتكي (آر، سي، سي) بعنوان نوع جديدي از سد طي سالهاي 1980 مطرح شد. اين نوع سدها با توجه به هزينه كم كه قسمتي از آن ساخت سريع آنها ناشي در زمان نسبتا كوتاهي در سراسر دنيا مورد قبول واقع شده و پيشرفت ناگهاني قابل توجهي را در امر طراحي و ساخت بوجود آورند كاربرد اين در سالهاي 1990 و بعد از آن مطرح گرديد: اين سد با هزينه كمتر و ايمني نظير سدهاي بتني كلاسيك مي باشد بتن غلطكي بيش از آنكه يك نوع مصالح جديد باشد روشي جديد براي اجراست. بتني غلتكي با خاك سيمانته شده كه با روشهاي مشابه اجرا مي شود. بعلت آنكه شامل سنگدانه هاي بزرگتر از 4،3 اينچ (19 ميلي متر) بعنوان درشت ترين سنگدانه بوده و خواص مشابه با بتن معمولي داراست. متفاوت مي باشد. در خاك سيمانته عموما ماسه مصرف شده با مقاومت پائين تر نسبت به بتن غلتكي حاصل مي شود در حال حاضر سه نوع سد (پاي پل، جگين، زيروان) از اينگونه سدها در كشور در مرحله اجرا قرار دارد و سدهاي ديگري نيز در مرحله اجرا قرار دارد. هدف از تشكيل اين كارگاه آمزوشي توجه به يكي از روشهاي جديد سد سازي بمنظور صرفه جوئي در هزينه ساخت سدها و آشنائي با مسائل مختلف در اين ارتباط مي باشد. در فرهنگ اصطلاحات بتن و سيمان انجمن بتن آمريكا (90- R 116 ACI)، بتن غلتكي بدين ترتيب تعريف مي شود: بتن متراكم شده با غلتك، بتني كه با حركت بر روي آن در حالت سخت نشده، متراكم مي شود. در ادبيات فني با نام رول كريت نيز از آن نامبرده مي شود. اين روش، امروزه اغلب تحت عنوان بتن غلتكي يا به صورت خلاصه Rcc به كار برده مي شود. بتن غلتكي سخت شده، در اصل داراي همان خصوصيات بتن هاي معمولي كه به صورت درجا ريخته شده و به عمل مي آيند، مي باشد و محصول نهايي به زبان ساده «بتن» تلقي مي شود. خاصيت رواني و پلاستيكي بتن غلتكي در حالت تر، اساسا متفاوت با خواص پلاستيكي بتن درجا ريز معمولي مي باشد. اسلامپ بتن غلتكي بايد در حد صفر باشد تا قادر به تحمل وزن غلتك متراكم كننده باشد. ماشين آلات مورد استفاده جهت حمل و نقل، بارگيري .و تراكم بتن Rcc شامل ماشين آلاتي با ظرفيت زياد مي باشند كه در كارهاي خاكي حجيم، نظير سد سازي و راهسازي به كار مي روند. به طور كلي در ساختن بتن غلتكي ميزان عمليات دستي (غير ماشيني) مورد نياز در مقايسه با عمليات ساخت بتن هاي معمولي كمتر است |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 22:41 توسط سید حمید موسوی |
|
ابیانه روستایی در۴۰ کیلومتری شمال غربی نطنز، در دامنه کوه کرکس است. این روستا به اعتبار معماری بومی و بناهای تاریخی پرتنوعش از روستاهای استثنایی ایران است. ابیانه نقطهای خوش منظره و خوش آب و هوا و دارای موقعیت طبیعی مساعدی است. در دورهٔ صفویه هنگامی که شاهان صفوی برای ییلاق به نطنز میرفتند بسیاری از نزدیکان آنها و درباریان ترجیح میدادند در ابیانه اقامت کنند شمار خانه های ابیانه در سرشماری سال ۱۳۶۱ برابر با ۵۰۰ واحد برآورد شده؛ این خانه ها تماماً بر روی دامنه پرشیبی در شمال رودخانه برزرود بنا شده است به صورتی که پشت بام مسطح خانه های پایین دست، حیاط خانه های بالادست را به وجود آورده است و هیچ دیواری هم آنها را محصور نمیسازد. در نتیجه، ابیانه در وهلهٔ اول روستایی چند طبقه به نظر میآید که در بعضی موارد تا چهار طبقهٔ آن را می توان مشاهده کرد. اتاقهای ابیانه به پنجرههای چوبی ارسی مانند مجهزند و اغلب دارای ایوانها و طارمیهای چوبی پیش آمدهٔ مشرف بر کوچه های تنگ و تاریکاند که خود به صورت مناظر جالبی درآمدهاند. نمای خارجی دیوارهای خانه های ابیانه با خاک سرخی که معدن آن در مجاورت روستاست پوشیده شده است. از آنجا که در دامنه های شیبدار ابیانه فضای کافی برای ساختن خانه های موردنیاز وجود ندارد در این روستا چنین رسم شده است که هر خانواده انبار غار مانندی در تپههای یک کیلومتری روستا، در کنار جاده و نرسیده به ابیانه ایجاد نماید. این غارها که در دل تپه ها حفر شدهاند و از بیرون تنها درهای کوتاه و محقر آن نمودار است برای نگهداری دامها و نیز آذوقهٔ زمستانی و اشیای غیرضروری مورد استفاده قرار میگیرد. زندگی مردم ابیانه کشاورزی و باغداری و دامداری است که با روشهای سنتی اداره میشود. بیشتر زنان در امور اقتصادی با مردان همکاری دارند. ابیانه دارای هفت رشته قنات است که برای آبیاری مزارع و باغات مورد استفاده قرار میگیرد. گندم، جو، سیب زمینی و انواع میوه به خصوص سیب، آلو، گلابی، زردآلو، بادام و گردو در ابیانه به دست میآید. در سالهای اخیر قالیبافی در ابیانه رواج پیدا کرده و نزدیک به ۳۰ کارگاه قالیبافی در آنجا دایر شده است. در گذشته گیوه بافی از جمله مشغله های پردرآمد زنهای ابیانه بوده است که امروزه تا حدی متروک شده است. مردم ابیانه به سبب کوهستانی بودن منطقه و دور بودن محل آنها از مراکز پر جمعیت و راههای ارتباطی، قرنها در انزوا زیسته و در نتیجه بسیاری از آداب و رسوم قومی و سنتی و از جمله زبان و لهجهٔ قدیم خود را حفظ کرده اند. زبان مردم ابیانه فارسی با لهجهٔ خاص ابیانه ای است که با لهجه های متداول در جاهای دیگر تفاوت اساسی دارد. لباس سنتی آنها، هنوز هم میان آنها رواج دارد و در حفظ آن تاکید و تعصب از خود نشان میدهند، در مردان شلوار گشاد و درازی از پارچهٔ سیاه(شبيه شلوارمردان بختياري) و در زنها پیراهن بلندی از پارچه های گلدار و رنگارنگ است. علاوه بر این، زنهای ابیانه معمولاً چارقدهای سفیدرنگی بر سر دارند. قدیمترین اثر تاریخی ابیانه آتشکدهای است که مانند دیگر بناهای ده در سراشیبی قرار گرفته است. آتشکده ابیانه را نمونهای ازمعابد زردشتی دانستهاند که در جوامع کوهستانی ساخته میشد. اثر تاریخی دیگر این روستا مسجد جامع آن و قدیمترین اثر تاریخی این مسجد منبر چوبی منبتکاری آن است که در سال ۴۶۶ هجری قمری ساخته شده است. مسجد قدیمی دیگر ابیانه مسجد برزله است که دارای فضای دلبازی است و روی لنگه در شرقی آن سال ۷۰۱ هـ. ق. نوشته شده است که مربوط به دورهٔ ایلخانان است. مسجد تاریخی دیگر ابیانه مسجد حاجتگاه است که کنار صخرهای در کوهستان بنا شده و بر در ورودی شبستان آن تاریخ ۹۵۲هـ. ق. مشاهده میشود. روستای ابیانه دارای دو زیارتگاه است: یکی مرقد شاهزاده عیسی و شاهزاده یحیی در جنوب روستا که به گفته اهالی فرزندان امام موسی کاظم بودهاند؛ و زیارتگاه دیگر ابیانه قدمگاه نامیده میشود. از جمله جاها و اماکن دیدنی دیگر ابیانه میتوان از خانه غلام نادرشاه و خانه نایب حسین کاشی نام برد زیارتگاه هینزا در قسمت جنوب شرقی ده، دره کم عرض و طویلی وجود دارد که به هینزا شهرت دارد. در دل صخره جنوبی، تو رفتگی اطاق مانندی است که در جلوی آن پنجره ای چوبی نصب و ساختمان زیارتگاهی بنا شده و منتسب و مشهور به زیارتگاه بی بی زبیده خاتون از فرزندان امام موسی کاظم (ع) است، دلیل این انتساب و شهرت را این می دانند که وی در یک موقعیت اضطراری مدتی را در این اطاقک در پناه مردم ابیانه ماندگار بوده است. ![]() ![]() آتشکده هرپک
آتشکده هرپک از مناطق دیدنی روستای ابیانه می باشد که از زمان ساسانیان باقی مانده است.
این بنا در زمان هخامنشیان (۲۵۰۰ سال پیش) بنا شده و در زمان ساسانیان (۱۵۰۰ سال پیش) به اوج معماری خود رسیده است و از ویژگیهای آن استفاده از سنگ و ملات ساروج در طاق ضربی آن به شمار می رود. در مرکز آتشکده آتش روشن بوده که یا مسیر کاروان را روشن و مشخص می ساخته و یا اینکه آتش مورد احترام بوده است. آتش را با زغال سنگ روشن نگاه می داشته اند که در حال حاضر هم به وفور در حوالی روستا وجود دارد. آتشکده هرپک مانند تمامی بناهای ابیانه بر روی شیب پست و بلند واقع شده است.این بنا طوری ساخته شده که از هر طرف قابل رویت باشد. از طبقه تحتانی لین پرستشگاه هنوز یک تالار کوچک باقیمانده است. طبقه مخصوص آداب مذهبی در سطح کوچه فعلی می باشد. یک سرسرا که از سه جزء گنبدوار تشکیل شده و به جایگاه آتش و قسمتهای دیگر مربوط به پرستش راه داشته است. ![]()
|
|||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 22:51 توسط سید حمید موسوی |
|
|
ملکه هلند در ۱۴ مارس ۲۰۰۸ از این بنای عظیم را افتتاح کرد
کرپس (به معنی جسد) در واقع سفری در درون بدن انسان است و در خلال این سفر بازدید کنندگان در هر قسمت عملکرد و فضای حاکم بر آن قسمت از بدن را (اعم از صدا.حرکات....)را احساس خواهند نمود ..و این که تغذیه سالم ..و زندگی سالم و بعضی ورزشها چه نقشی در در بدن بازی خواهند کرد ..کرپس در واقع با نمایشگاه های دائمی و وسیع و متنوع خود ضمن دادن اطلاعات مختلف و همه جانبه امکانات آموزش و سرگرم شدن بازدید کنندگانش رو در حین این سفر فراهم نموده است.. این بنای عظیم و چشمگیر به بلتدی ۳۵ متر در بزرگراهی واقع در بین آمستردام و لاهه بنا شده است
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 22:54 توسط سید حمید موسوی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به نام یگانه معمار هستی
|
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 |
| پیوندها |
|
ایتالیا_جنوا |
|
RSS
|